صفت
دهها، دوازدهتا (به معنای تعداد زیاد و نامشخص)
جملات نمونه برای dutzend:
Ich habe dir schon ''dutzend'' Mal gesagt, dass du das lassen sollst!
من دهها بار به تو گفتهام که این کار را نکنی!
Die Party war schlecht geplant: Es waren ''dutzende'' Gäste da und nur ein Kasten Bier.
مهمانی بد برنامهریزی شده بود: دهها مهمان آنجا بودند و فقط یک جعبه آبجو.