dutzendmal
دوازده بار، دهها بار، چندین بار
Beispiele
- Renoir malte sie zwischen 1877 und 1880 rund ein ''dutzendmal,'' die Portraitmalerin Louise Abbéma zweimal.رنوار او را بین سالهای ۱۸۷۷ و ۱۸۸۰ حدود دوازده بار نقاشی کرد، نقاش پرتره لوئیز آبما دو بار.