dutzen

Aussprache: /ˈdʊtsn̩/
Wortzerlegung: dut·zen
فعل

با تو (غیررسمی) صحبت کردن، تو خطاب کردن

Beispiele

  • Ich erlaubte meinem Dutzbruder, mich zu ''dutzen''.به برادر هم‌خدمتی‌ام اجازه دادم که مرا "تو" خطاب کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با ضمیر «دو» (تو) خطاب کردن، با کسی تو خطاب کردن (به صورت غیررسمی)

  • In Deutschland ist es üblich, Kollegen zu duzen, wenn man sich gut kennt.در آلمان مرسوم است که اگر همکاران یکدیگر را خوب بشناسند، با «تو» خطاب کنند.
  • Darf ich Sie duzen?می‌توانم شما را «تو» خطاب کنم؟