duzen
تو خطاب کردن، صمیمی صحبت کردن
Beispiele
- Seit wann ''duzen'' Schüler ihre Lehrer?از کی تا حالا دانشآموزان معلمانشان را تو خطاب میکنند؟
- Sie können mich ruhig ''duzen.شما میتوانید با خیال راحت من را تو خطاب کنید.
- Es ging damit los, dass sich alle ''duzten.''“Lale Akgün: ''Der getürkte Reichstag. Tante Semras Sippe macht Politik.'' Krüger, Frankfurt/Main 2010, Seite 44.ماجرا از آنجا شروع شد که همه همدیگر را تو خطاب میکردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
در زبان آلمانی، به جای استفاده از فرم رسمی 'Sie' (شما)، از فرم غیررسمی 'du' (تو) برای خطاب کردن کسی استفاده کردن
- Wir duzen uns schon seit Jahren, wir sind gute Freunde.ما سالهاست که همدیگر را 'تو' خطاب میکنیم، دوستان خوبی هستیم.
- Darf ich Sie duzen, Herr Müller?آقای مولر، میتوانم شما را 'تو' خطاب کنم؟