صفت
سلسلهای، دودمانی
جملات نمونه برای dynastisch:
„Zugleich wurden Konstanze und Gottfried II. miteinander verlobt, um diesen Herrschaftswechsel ''dynastisch'' zu legitimieren.“
«همزمان، کنستانتسه و گوتفرید دوم با یکدیگر نامزد شدند تا این تغییر حکومت را به صورت سلسلهای مشروعیت بخشند.»