صفت
دیستوپیایی، پادآرمانشهری (مربوط به جامعهای خیالی که به سمت منفی پیش رفته است)؛ نابجا (در پزشکی: در جایگاه آناتومیک معمول قرار نگرفته)
جملات نمونه برای dystopisch:
Die sogenannte Nebenmilz ist ein Beispiel für ''dystopisches'' Gewebe.
طحال فرعی نمونهای از بافت نابجا است.
„Der gläserne Mensch ist schon lange keine ''dystopische'' Fiktion mehr.“
«انسان شفاف دیگر مدتهاست که یک داستان دیستوپیایی نیست.»