فعل
جزر و مد (پایین رفتن آب)، فروکش کردن
معانی و تعاریف ebben:
- پایین رفتن سطح آب (جزر)، فروکش کردن (در مورد دریا یا رودخانه)
- کاهش یافتن، فروکش کردن (مجازی، در مورد احساسات، شور و شوق، جمعیت و غیره)
جملات نمونه برای ebben:
Eine Stunde später ''ebbte'' es bereits.
یک ساعت بعد، آب فروکش کرده بود.
Das Meer ebbt zweimal am Tag.
دریا دو بار در روز جزر و مد میکند (آب پایین میرود).
Nach der Flut begann das Wasser langsam zu ebben.
پس از سیل، آب به آرامی شروع به فروکش کردن کرد.