ebendaher
دقیقاً از همانجا، دقیقاً به همین دلیل
Beispiele
- Sie glaubte, ihn in Hamburg zu finden. ''Ebendaher'' war er gekommen.او فکر میکرد او را در هامبورگ پیدا کند. او دقیقاً از همانجا آمده بود.
- Er war zum Bankett eingeladen. ''Ebendaher'' hatte er sich schick gemacht.او به ضیافت دعوت شده بود. دقیقاً به همین دلیل او خود را آراسته بود.