edelmütig

Aussprache: /ˈeːdl̩ˌmyːtɪç/
Worttrennung: edel·mü·tig
صفت

بزرگوار، نجیب، سخاوتمند، والامنش

Bedeutungen

1

دارای روحی والا، سخاوتمند، بخشنده و نجیب؛ کسی که به راحتی می‌بخشد و کینه‌توز نیست.

  • Er zeigte sich edelmütig und vergab seinem Feind.او بزرگوارانه رفتار کرد و دشمنش را بخشید.
  • Ihre edelmütige Spende half vielen bedürftigen Familien.کمک سخاوتمندانه او به بسیاری از خانواده‌های نیازمند کمک کرد.
  • Es erfordert eine edelmütige Haltung, Fehler anderer zu verzeihen.بخشش اشتباهات دیگران نیازمند نگرشی والامنشانه است.