فعل
اصیل کردن، شریف کردن، تصفیه کردن
معانی و تعاریف edeln:
- چیزی را نجیبتر، خالصتر یا باارزشتر کردن، تصفیه کردن
- شخصیت یا رفتار کسی را بهبود بخشیدن، متعالی کردن (معنی مجازی)
جملات نمونه برای edeln:
„himelischer vater, sit du uns zu diner hohen gothait also wirdiklich ''geedelt'' hast“
«پدر آسمانی، تو ما را به مقام الهی خود چنین شایسته «اصیل» کردهای.»
Man kann Metalle durch bestimmte Verfahren edeln.
میتوان فلزات را از طریق فرآیندهای خاصی تصفیه کرد.
Der Künstler versuchte, seine Technik zu edeln.
هنرمند تلاش کرد تا تکنیک خود را بهبود بخشد.