فعل
زنا کردن، خیانت زناشویی کردن
معانی و تعاریف ehebrechen:
- مرتکب زنا شدن، خیانت زناشویی کردن (رسمی، مذهبی یا حقوقی)
جملات نمونه برای ehebrechen:
„Die zehn Gebote lehrte sie mich nun freilich zeitiger, als ich sie hätte lernen sollen, wenigstens zeitiger, als ich wußte, was ''ehebrechen'' sei.“
«او ده فرمان را زودتر از آنچه باید به من آموخت، حداقل زودتر از آنکه میدانستم زنا کردن چیست.»
In vielen Kulturen gilt es als schweres Vergehen, ehezubrechen.
در بسیاری از فرهنگها، زنا کردن یک جرم سنگین محسوب میشود.
Er wurde beschuldigt, ehegebrochen zu haben.
او متهم به خیانت زناشویی شد.