ehern
مفرغی، برنزی، آهنین (استعاری: تغییرناپذیر)
Beispiele
- Es prangte der Held in ''eherner'' Rüstungقهرمان در زره برنزی خود میدرخشید
- Wilhelm Liebknechts „''ehernes'' Gesetz des Kapitalismusقانون آهنین [برنزی] سرمایهداری» اثر ویلهلم لیبنکنت
- Da warf ich das ''eherne'' Schwert um die Schultern. Und allsogleich enteilt’ ich vom Schiff empor und dem Meerstrand.“ (1873)آنگاه شمشیر برنزی را به دوش انداختم. و بلافاصله از کشتی و از کنار ساحل دریا شتابان دور شدم.» (۱۸۷۳)