فعل
قسم خوردن، سوگند یاد کردن
معانی و تعاریف eidigen:
- کسی را وادار به سوگند خوردن کردن، سوگند یاد کردن (در یک مقام رسمی)
جملات نمونه برای eidigen:
Er wurde vom Märkermeister gezwungen zu ''eidigen''.
او توسط استاد صنف مجبور به سوگند خوردن شد.
Der Richter eidigte den neuen Beamten auf die Verfassung.
قاضی کارمند جدید را به قانون اساسی سوگند داد.
Sie wurde als Zeugin eidigt.
او به عنوان شاهد سوگند یاد کرد (سوگند داده شد).