eierlegende Wollmilchsau
موجود خارقالعاده، همه فن حریف
Bedeutungen
1
این اصطلاح به طور طنزآمیز برای توصیف چیزی یا کسی به کار میرود که تمام ویژگیهای مطلوب و ایدهآل را به طور همزمان داراست، مانند حیوانی که هم تخم بگذارد، هم پشم بدهد و هم شیر بدهد. در واقعیت چنین چیزی وجود ندارد و این اصطلاح برای بیان غیرممکن بودن یا ایدهآلگرایی بیش از حد استفاده میشود.
- So eine eierlegende Wollmilchsau von einem Mitarbeiter gibt es nicht.چنین کارمند همهفنحریفی وجود ندارد.
- Er sucht eine Software, die eine eierlegende Wollmilchsau ist und alles kann.او به دنبال نرمافزاری است که همه کاره باشد و همه کارها را انجام دهد.
- Das neue Smartphone ist fast eine eierlegende Wollmilchsau, es hat alle Funktionen, die man braucht.تلفن هوشمند جدید تقریباً خارقالعاده است، تمام امکاناتی را که نیاز دارید دارد.