فعل
تاب خوردن، لنگ زدن،فاز برداشتن، امروز و فردا کردن در صحبت
معانی و تعاریف eiern:
- نامطمئن راه رفتن، تلوتلو خوردن (عامیانه)
- طفره رفتن، مبهم صحبت کردن، مردد بودن (عامیانه)
جملات نمونه برای eiern:
Dein Hinterrad ''eiert!''
چرخ عقب تو تاب برمیدارد!
Schade, jetzt ''eiert'' die LP von den Stones.
حیف، حالا صفحه گرامافون استونز لنگ میزند (پخش درست ندارد).
Als sie erzählen sollte, wie es sich denn genau zugetragen hätte, kam sie ins ''Eiern.''
وقتی او باید تعریف میکرد که دقیقاً ماجرا چطور اتفاق افتاده است، به منمن و امروز و فردا کردن افتاد.