eigengeprägt

Aussprache: /ˈaɪ̯ɡn̩ɡəˌprɛːkt/
Worttrennung: ei·gen·ge·prägt
صفت

خودساخته، منحصر به فرد، با ویژگی‌های شخصی

Bedeutungen

1

چیزی که توسط خود فرد شکل گرفته، ایجاد شده یا تحت تأثیر ویژگی‌ها و تجربیات شخصی او قرار گرفته است؛ منحصر به فرد و متمایز.

  • Sein Stil ist eigengeprägt und lässt sich keiner bekannten Mode zuordnen.سبک او خودساخته است و نمی‌توان آن را به هیچ مد شناخته‌شده‌ای نسبت داد.
  • Das Unternehmen hat eine ganz eigene, eigengeprägte Unternehmenskultur entwickelt.این شرکت یک فرهنگ سازمانی کاملاً منحصر به فرد و خودساخته را توسعه داده است.
  • Ihre Musik ist sehr eigengeprägt und kombiniert verschiedene Einflüsse.موسیقی او بسیار خاص و خودساخته است و ترکیبی از تأثیرات مختلف است.