eigengeprägt
خودساخته، منحصر به فرد، با ویژگیهای شخصی
Bedeutungen
1
چیزی که توسط خود فرد شکل گرفته، ایجاد شده یا تحت تأثیر ویژگیها و تجربیات شخصی او قرار گرفته است؛ منحصر به فرد و متمایز.
- Sein Stil ist eigengeprägt und lässt sich keiner bekannten Mode zuordnen.سبک او خودساخته است و نمیتوان آن را به هیچ مد شناختهشدهای نسبت داد.
- Das Unternehmen hat eine ganz eigene, eigengeprägte Unternehmenskultur entwickelt.این شرکت یک فرهنگ سازمانی کاملاً منحصر به فرد و خودساخته را توسعه داده است.
- Ihre Musik ist sehr eigengeprägt und kombiniert verschiedene Einflüsse.موسیقی او بسیار خاص و خودساخته است و ترکیبی از تأثیرات مختلف است.