eigenhändig
با دست خود، شخصاً
Bedeutungen
1
کاری که توسط خود شخص انجام شده و توسط شخص دیگری انجام نشده است؛ شخصی و مستقیم.
- Er hat das Haus eigenhändig gebaut.او خانه را با دست خود ساخت.
- Sie unterschrieb das Dokument eigenhändig.او سند را شخصاً امضا کرد.
- Der Künstler signierte sein Bild eigenhändig.هنرمند اثر خود را با دست خود امضا کرد.