eigenmächtig

Aussprache: /ˌaɪ̯ɡn̩ˈmɛçtɪç/
Worttrennung: ei·gen·mäch·tig
صفت

خودسرانه، بدون اجازه، غیرمجاز

Bedeutungen

1

اقدام کردن بدون داشتن اختیار یا اجازه رسمی؛ خودسرانه و بدون مشورت.

  • Er hat eigenmächtig entschieden, die Regeln zu ändern.او خودسرانه تصمیم گرفت قوانین را تغییر دهد.
  • Die eigenmächtige Handlung des Mitarbeiters führte zu Problemen.اقدام خودسرانه کارمند منجر به مشکلاتی شد.
  • Sie hat eigenmächtig das Passwort geändert, ohne uns zu informieren.او بدون اطلاع دادن به ما، خودسرانه رمز عبور را تغییر داد.
2

به طور کلی، به چیزی اشاره دارد که توسط خود فرد و بدون اجازه یا دخالت دیگران انجام شده است.

  • Der Soldat handelte eigenmächtig und wurde dafür bestraft.سرباز به طور خودسرانه عمل کرد و به خاطر آن مجازات شد.
  • Es ist nicht erlaubt, eigenmächtig Änderungen am System vorzunehmen.انجام خودسرانه تغییرات در سیستم مجاز نیست.
  • Seine eigenmächtige Interpretation des Textes war nicht korrekt.تفسیر خودسرانه او از متن صحیح نبود.