صفت
بیخانمان، بیملک، فاقد دارایی
جملات نمونه برای eigentumslos:
„Noch rechtzeitig vor der Bundestagswahl will Bonn seine Pläne verwirklichen und über Immobilienfonds ''eigentumslose'' Arbeiter in arbeitende Eigentümer verwandeln.“
"بون قصد دارد درست قبل از انتخابات فدرال، برنامههای خود را عملی کند و کارگران "فاقد دارایی" را از طریق صندوقهای املاک به صاحبان ملک تبدیل کند."