فعل
شتافتن، عجله کردن، فوری بودن
معانی و تعاریف eilen:
- عجله کردن، شتافتن
- فوری بودن، ضروری بودن (به صورت غیرشخصی)
جملات نمونه برای eilen:
Das Mädchen ''eilte'' zur Schule.
دختر به سمت مدرسه شتافت.
„Die Waräger ''eilen'' zu dem bewusstlosen General.“
«واریاگیها به سمت ژنرال بیهوش میشتابند.»
Wir müssen eilen, sonst verpassen wir den Zug.
باید عجله کنیم، وگرنه قطار را از دست میدهیم.