dahineilen
با عجله رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
با عجله دور شدن یا گذشتن، شتابان رفتن (اغلب در مورد زمان یا چیزی که به سرعت میگذرد).
- Die Zeit eilt dahin, wir müssen uns beeilen.زمان به سرعت میگذرد، ما باید عجله کنیم.
- Er eilte dahin, um den Zug noch zu erreichen.او با عجله رفت تا به قطار برسد.