ein Ei legen

Aussprache: /aɪ̯n aɪ̯ ˈleːɡn̩/
Worttrennung: ein Ei le·gen
اصطلاح

مدفوع کردن، دستشویی بزرگ کردن (عبارت عامیانه)

Bedeutungen

1

یک عبارت عامیانه و غیررسمی برای عمل دفع مدفوع، به ویژه در مورد انسان‌ها. این عبارت معمولاً با لحنی شوخ یا کمی بی‌ادبانه به کار می‌رود.

  • Ich muss kurz mal ein Ei legen.من باید زود یک دستشویی بزرگ بروم.
  • Der Hund muss auch mal ein Ei legen.سگ هم باید یک بار مدفوع کند.
  • Nach dem vielen Essen musste er dringend ein Ei legen.او بعد از این همه غذا، فوراً نیاز به دستشویی بزرگ داشت.