ein Einsehen haben
درک کردن، پذیرفتن، کوتاه آمدن
Bedeutungen
1
در نهایت اشتباه خود را درک کردن و پذیرفتن؛ متقاعد شدن به درستی نظر طرف مقابل و کوتاه آمدن.
- Nach langer Diskussion hatte er endlich ein Einsehen und gab zu, dass er falsch lag.پس از بحث طولانی، او سرانجام درک کرد و پذیرفت که اشتباه میکرده است.
- Sie hat kein Einsehen, sie glaubt immer noch, dass sie Recht hat.او درک نمیکند، هنوز هم فکر میکند حق با اوست.
- Hoffentlich hat er bald ein Einsehen und entschuldigt sich.امیدوارم او به زودی درک کند و عذرخواهی کند.