ein Herz fassen

Aussprache: /aɪ̯n hɛʁt͡s fasn̩/
Worttrennung: ein Her·z fas·sen
اصطلاح

دل و جرأت پیدا کردن، شجاعت به خرج دادن، دلیر شدن

Bedeutungen

1

به معنای به دست آوردن شجاعت، دلیر شدن یا قوی کردن روحیه برای انجام کاری است که قبلاً ترسناک یا دشوار به نظر می‌رسید.

  • Sie musste ein Herz fassen, um vor der großen Menschenmenge zu sprechen.او باید دل و جرأت پیدا می‌کرد تا جلوی جمعیت زیاد صحبت کند.
  • Nach langem Zögern fasste er endlich ein Herz und sprach sie an.پس از تردید طولانی، او بالاخره شجاعت به خرج داد و با او صحبت کرد.
  • Wenn du diese Prüfung bestehen willst, musst du ein Herz fassen und dich gut vorbereiten.اگر می‌خواهی این امتحان را قبول شوی، باید دلیر شوی و خوب آماده شوی.