ein Herz und eine Seele sein

Aussprache: /aɪ̯n hɛʁts ʊnt ˈaɪ̯nə ˈzeːlə zaɪ̯n/
Worttrennung: ein Her·z un·d ei·ne ·See·le ·sein
اصطلاح

یک دل و یک جان بودن، بسیار صمیمی و نزدیک بودن

Bedeutungen

1

به معنای داشتن رابطه بسیار نزدیک، صمیمی و هماهنگ بین دو یا چند نفر است، به طوری که انگار یک فکر و احساس مشترک دارند.

  • Die beiden Schwestern sind ein Herz und eine Seele und verbringen jede freie Minute zusammen.این دو خواهر یک دل و یک جان هستند و هر دقیقه آزادشان را با هم می‌گذرانند.
  • Seit sie sich kennen, sind sie ein Herz und eine Seele.از زمانی که همدیگر را شناختند، یک دل و یک جان بوده‌اند.
  • Mein bester Freund und ich sind ein Herz und eine Seele, wir verstehen uns ohne viele Worte.بهترین دوست من و من یک دل و یک جان هستیم، ما همدیگر را بدون حرف زیاد می‌فهمیم.