ein Schnittlauch auf allen Suppen sein
در همه جا حضور داشتن، در همه کارها دخالت کردن (مانند جعفری که در همه غذاها هست)
Bedeutungen
1
فردی که در همه بحثها، فعالیتها یا موقعیتها دخالت میکند و حضور دارد، حتی اگر لزومی نداشته باشد؛ فضول یا کنجکاو بودن.
- Er ist wirklich ein Schnittlauch auf allen Suppen und mischt sich überall ein.او واقعاً در همه جا حضور دارد و در همه چیز دخالت میکند.
- Ich mag es nicht, wenn jemand ein Schnittlauch auf allen Suppen ist und ungefragt Ratschläge gibt.من دوست ندارم وقتی کسی در همه چیز دخالت میکند و بدون اجازه نصیحت میکند.
- Sie versucht, bei jedem Gespräch dabei zu sein, sie ist wie ein Schnittlauch auf allen Suppen.او سعی میکند در هر گفتگویی حضور داشته باشد، او مانند جعفری در همه غذاهاست (در همه جا هست).