ein alter Hase sein

Aussprache: /aɪ̯n ˌaltɐ ˈhaːzə zaɪ̯n/
Worttrennung: ein al·ter Ha·se ·sein
اصطلاح

باتجربه بودن، کارکشته بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به فردی اشاره دارد که در یک زمینه خاص یا در یک شغل، تجربه و مهارت زیادی دارد و قبلاً بارها با موقعیت‌های مشابه روبرو شده است. او به خوبی می‌داند که چگونه عمل کند.

  • Mach dir keine Sorgen um die Prüfung, Herr Müller ist ein alter Hase in diesem Fach.نگران امتحان نباش، آقای مولر در این رشته کارکشته است.
  • Als erfahrener Politiker wusste er genau, wie er mit der Presse umgehen musste, er war ein alter Hase.او به عنوان یک سیاستمدار باتجربه دقیقاً می‌دانست چگونه با مطبوعات برخورد کند، او کارکشته بود.
  • Sie ist schon seit zwanzig Jahren im Geschäft, sie ist wirklich ein alter Hase.او بیست سال است که در این کار است، او واقعاً باتجربه است.