ein alter Zopf sein
از مد افتاده بودن، حرف قدیمی بودن، تکراری بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای توصیف ایدهها، روشها، یا نظراتی به کار میرود که دیگر جدید، مدرن یا مرتبط نیستند و به نظر کهنه و از مد افتاده میرسند.
- Diese Art von Musik ist doch längst ein alter Zopf.این نوع موسیقی مدتهاست که از مد افتاده است.
- Seine Argumentation ist ein alter Zopf, das hat heute niemanden mehr überzeugt.استدلال او حرف قدیمیای است، دیگر کسی را متقاعد نکرد.
- Dass Frauen nur zu Hause bleiben sollen, ist wirklich ein alter Zopf.اینکه زنان فقط باید در خانه بمانند، واقعاً از مد افتاده است.