ein gefundenes Fressen sein
به موقع رسیدن، فرصت طلایی بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به معنای یک فرصت بسیار خوب، ایدهآل و بهموقع است که به راحتی به دست میآید و نباید از دست برود. اغلب برای موقعیتهایی به کار میرود که برای فرد یا گروهی بسیار سودمند است.
- Das Angebot für die Wohnung war ein gefundenes Fressen.پیشنهاد این آپارتمان یک فرصت طلایی بود.
- Für die Journalisten war die Enthüllung ein gefundenes Fressen.برای روزنامهنگاران، این افشاگری یک فرصت عالی بود.
- Die leere Stelle im Team war für den erfahrenen Bewerber ein gefundenes Fressen.جای خالی در تیم برای متقاضی باتجربه یک فرصت ایدهآل بود.