ein gefundenes Fressen sein

Aussprache: /aɪ̯n ɡəˈfʊndənəs ˈfʁɛsn̩ zaɪ̯n/
Worttrennung: ein ·ge·fun·de·nes Fres·sen ·sein
اصطلاح

به موقع رسیدن، فرصت طلایی بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح به معنای یک فرصت بسیار خوب، ایده‌آل و به‌موقع است که به راحتی به دست می‌آید و نباید از دست برود. اغلب برای موقعیت‌هایی به کار می‌رود که برای فرد یا گروهی بسیار سودمند است.

  • Das Angebot für die Wohnung war ein gefundenes Fressen.پیشنهاد این آپارتمان یک فرصت طلایی بود.
  • Für die Journalisten war die Enthüllung ein gefundenes Fressen.برای روزنامه‌نگاران، این افشاگری یک فرصت عالی بود.
  • Die leere Stelle im Team war für den erfahrenen Bewerber ein gefundenes Fressen.جای خالی در تیم برای متقاضی باتجربه یک فرصت ایده‌آل بود.