ein heißes Eisen
یک موضوع داغ، یک مسئله حساس و بحثبرانگیز
Bedeutungen
1
به معنای یک موضوع یا مسئله بسیار حساس، پیچیده و بحثبرانگیز است که پرداختن به آن میتواند دشوار یا خطرناک باشد. معمولاً این موضوعات نیاز به دقت و احتیاط فراوان دارند.
- Die Frage der Migration ist ein heißes Eisen in der Politik.مسئله مهاجرت، یک موضوع داغ در سیاست است.
- Er hat sich ein heißes Eisen ins Feuer gelegt, als er diese Kritik äußerte.او با بیان این انتقاد، خود را درگیر یک مسئله حساس کرد.
- Das Thema Umweltschutz ist ein heißes Eisen, das viele Interessen berührt.موضوع حفاظت از محیط زیست، یک مسئله حساس است که منافع بسیاری را در بر میگیرد.