ein wandelndes Lexikon sein

Aussprache: /aɪ̯n ˈvandl̩ndəs ˈlɛksikɔn zaɪ̯n/
Worttrennung: ein wan·deln·des Le·xi·kon ·sein
اصطلاح

دایره‌المعارف زنده بودن

Bedeutungen

1

شخصی که دانش بسیار گسترده و متنوعی در زمینه‌های مختلف دارد و می‌تواند به سوالات زیادی پاسخ دهد؛ مانند یک دایره‌المعارف که همیشه در دسترس است.

  • Mein Großvater ist ein wandelndes Lexikon, er weiß über alles Bescheid.پدربزرگ من یک دایره‌المعارف زنده است، او از همه چیز اطلاع دارد.
  • Wenn du eine Frage hast, frag sie, sie ist ein wandelndes Lexikon.اگر سوالی داری، از او بپرس، او یک دایره‌المعارف زنده است.
  • Er liest ständig Bücher und ist dadurch zu einem wandelnden Lexikon geworden.او دائماً کتاب می‌خواند و به همین دلیل به یک دایره‌المعارف زنده تبدیل شده است.