einbegleiten
با همراهی وارد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را راهنمایی و مشایعت کردن برای ورود به جایی (بیشتر در زبان رسمی یا اتریشی)
- Der Botschafter wurde in den Saal einbegleitet.سفیر با همراهی (تشریفات) وارد سالن شد.
- Die neuen Schüler wurden von den Lehrern in die Klassen einbegleitet.دانشآموزان جدید با مشایعت معلمان وارد کلاسها شدند.