einbehalten
نگه داشتن، ضبط کردن، کسر کردن
Beispiele
- Im März 2008 wurde der Konzern verurteilt, rund 100 Millionen Dollar ''einbehaltener'' Trinkgelder an Beschäftigte zurückzuzahlen.در مارس ۲۰۰۸، این گروه محکوم شد که حدود ۱۰۰ میلیون دلار انعام نگه داشته شده را به کارکنان بازگرداند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را نزد خود نگه داشتن، کسر کردن از مبلغی، یا ضبط کردن (مثلاً به عنوان جریمه یا تضمین).
- Der Vermieter hat einen Teil der Kaution einbehalten.صاحبخانه بخشی از ودیعه را نگه داشت.
- Die Firma behält Steuern und Sozialabgaben vom Gehalt der Mitarbeiter ein.شرکت مالیات و حق بیمه اجتماعی را از حقوق کارمندان کسر میکند.