einbleuen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌblɔɪ̯ən/
Wortzerlegung: ein·bleu·en
Wort

به زور یاد دادن، به خورد کسی دادن (دانش)

Bedeutungen

1 jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ)

چیزی را با اصرار زیاد، تکرار یا حتی تنبیه به کسی یاد دادن؛ به خورد کسی دادن (معمولاً دانش یا قوانین).

  • Der Lehrer hat den Schülern die Regeln immer wieder eingebläut.معلم قوانین را بارها و بارها به دانش‌آموزان گوشزد کرد (به زور یاد داد).
  • Man muss Kindern von klein auf gute Manieren einbleuen.باید از کودکی آداب معاشرت خوب را به بچه‌ها آموزش داد (به خوردشان داد).