einbrechen
دستبرد زدن، سرقت کردن، فرو ریختن (سطح)
Beispiele
- Er ''ist'' in das Haus ''eingebrochen.او به خانه دستبرد زد.
- Die Diebe ''brachen'' durch die Terrassentür ''ein.دزدها از طریق در تراس وارد شدند.
- Die Diebe ''sind'' durch die Terrassentür ''eingebrochen.دزدها از طریق در تراس وارد شدند.
- Man ''hat'' bei uns ''eingebrochen.خانه ما مورد سرقت قرار گرفته است.
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
به زور وارد مکانی شدن برای دزدی (لازم)
- Letzte Nacht wurde in unser Haus eingebrochen.دیشب به خانه ما دزدی شد.
- Die Täter sind durch das Fenster eingebrochen.مجرمان از طریق پنجره وارد شدند.
2
بدون مفعول
ناگهان فرو ریختن، از بین رفتن (سقف، یخ) (لازم)
- Das Eis auf dem See ist eingebrochen.یخ روی دریاچه فرو ریخت.
- Der alte Steg ist eingebrochen.اسکله قدیمی فرو ریخت.
3
بدون مفعول
ناگهان شروع شدن (شب، سرما) (لازم)
- Die Nacht bricht herein.شب فرا میرسد.
- Mit dem Winter ist die Kälte eingebrochen.با زمستان، سرما فرا رسید.