Konjugierte Form
ترمز کردند
معانی و تعاریف einbremsten:
- به طور عمدی مانع پیشرفت، توسعه یا سرعت یک فرآیند، پروژه یا اقتصاد شد (شکل گذشته ساده).
جملات نمونه برای einbremsten:
Die unerwarteten regulatorischen Hürden bremsten das innovative Start-up erheblich ein.
موانع غیرمنتظره نظارتی، استارتاپ نوآور را به شدت کند کردند.
Die politische Instabilität bremste die Investitionsbereitschaft ausländischer Unternehmen.
بیثباتی سیاسی، تمایل به سرمایهگذاری شرکتهای خارجی را محدود کرد.