فعل
آورده داشتن، جمعآوری کردن (محصول)، به درون آوردن
معانی و تعاریف einbringen:
- چیزی را به داخل آوردن؛ محصول کشاورزی را برداشت کردن.
- ایده، پول، تلاش یا دانش خود را در یک پروژه یا بحث مشارکت دادن.
- سود، منفعت یا نتیجهای را به همراه داشتن، تولید کردن.
جملات نمونه برای einbringen:
Das Schiff wurde in den Hafen ''eingebracht.''
کشتی به بندر هدایت شد.
Im Juli müssen wir das Heu ''einbringen.''
در ماه ژوئیه باید یونجه را جمعآوری کنیم.
Die Ernte ist ''eingebracht,'' nachdem wir sie ''eingebracht'' haben.
محصول پس از اینکه جمعآوری کردیم، جمعآوری شده است.