eine Nadel fallen hören können
سکوت مطلق برقرار بودن (صدای افتادن سوزن را هم شنیدن)
Bedeutungen
1
به وضعیت سکوت بسیار شدید و مطلق اشاره دارد، به طوری که حتی کوچکترین صدا مانند افتادن یک سوزن نیز شنیده میشود.
- In der Kirche herrschte eine solche Stille, man hätte eine Nadel fallen hören können.در کلیسا سکوت چنان شدیدی برقرار بود که گویی میشد صدای افتادن سوزن را شنید.
- Als der Lehrer das Zimmer betrat, konnte man eine Nadel fallen hören.وقتی معلم وارد اتاق شد، سکوت مطلق برقرار بود.
- Die Spannung im Raum war so groß, dass man eine Nadel hätte fallen hören können.تنش در اتاق به حدی بود که سکوت مطلق حکمفرما بود.