eine Reihe
تعدادی، یک سلسله، مجموعهای
Beispiele
- Ich habe noch ''eine Reihe'' schwieriger Prüfungen vor mir.من هنوز ''تعدادی'' امتحان دشوار در پیش دارم.
- Toyota ist wegen der Pannenserie in den USA mit ''einer'' ganzen ''Reihe von'' Klagen konfrontiert.تویوتا به دلیل سلسله نقصهای فنی در آمریکا با ''مجموعهای از'' شکایات مواجه است.