eine Wissenschaft für sich sein

Aussprache: /ˌaɪ̯nə ˈvɪsn̩ʃaft fyːɐ̯ zɪç zaɪ̯n/
Worttrennung: ei·ne Wis·sen·schaft ·für ·sich ·sein
اصطلاح

خودش یک علم جداگانه بودن، بسیار پیچیده بودن، چالش خاصی بودن

Bedeutungen

1

این اصطلاح برای توصیف فعالیتی، موضوعی یا مهارتی به کار می‌رود که بسیار پیچیده، دشوار و نیازمند دانش تخصصی و تجربه فراوان است. به عبارتی، آن موضوع به قدری تخصصی است که می‌توان آن را یک رشته علمی مستقل در نظر گرفت.

  • Die Zubereitung dieses Gerichts ist eine Wissenschaft für sich.آماده کردن این غذا خودش یک علم جداگانه است (بسیار پیچیده است).
  • Gute Mitarbeiterführung ist eine Wissenschaft für sich, man kann das nicht einfach lernen.مدیریت خوب کارکنان یک چالش خاص است، نمی‌توان آن را به سادگی یاد گرفت.
  • Für ihn ist das Sammeln von seltenen Briefmarken eine Wissenschaft für sich.برای او، جمع‌آوری تمبرهای کمیاب خودش یک علم جداگانه است.