eine Wissenschaft für sich sein
خودش یک علم جداگانه بودن، بسیار پیچیده بودن، چالش خاصی بودن
Bedeutungen
1
این اصطلاح برای توصیف فعالیتی، موضوعی یا مهارتی به کار میرود که بسیار پیچیده، دشوار و نیازمند دانش تخصصی و تجربه فراوان است. به عبارتی، آن موضوع به قدری تخصصی است که میتوان آن را یک رشته علمی مستقل در نظر گرفت.
- Die Zubereitung dieses Gerichts ist eine Wissenschaft für sich.آماده کردن این غذا خودش یک علم جداگانه است (بسیار پیچیده است).
- Gute Mitarbeiterführung ist eine Wissenschaft für sich, man kann das nicht einfach lernen.مدیریت خوب کارکنان یک چالش خاص است، نمیتوان آن را به سادگی یاد گرفت.
- Für ihn ist das Sammeln von seltenen Briefmarken eine Wissenschaft für sich.برای او، جمعآوری تمبرهای کمیاب خودش یک علم جداگانه است.