eine andere Sprache sprechen
حرف دیگری زدن / چیز دیگری را نشان دادن / خلاف واقعیت را بیان کردن
Bedeutungen
1
گفتن چیزی که با واقعیت، قصد قبلی یا آنچه که از ظاهر امر برمیآید، متفاوت است؛ کنایه زدن یا منظور دیگری داشتن.
- Er sagte, er sei krank, aber seine fröhliche Miene sprach eine andere Sprache.او گفت که مریض است، اما چهره شادش چیز دیگری میگفت.
- Die Firma behauptet, sie spare Kosten, aber die steigenden Preise sprechen eine andere Sprache.شرکت ادعا میکند که هزینهها را کاهش میدهد، اما قیمتهای رو به افزایش چیز دیگری را نشان میدهند.
- Sie lächelte, aber ihre Augen sprachen eine andere Sprache und verrieten ihre Traurigkeit.او لبخند زد، اما چشمانش چیز دیگری میگفت و اندوهش را آشکار میکرد.