eine ruhige Kugel schieben

Aussprache: /ˈaɪ̯nə ˈʁuːɪ̯ɡə ˈkuːɡl̩ ˈʃiːbn̩/
Worttrennung: ei·ne ru·hi·ge ·Ku·gel ·schie·ben
اصطلاح

بیکار گشتن، کم کار کردن، تنبلی کردن

Bedeutungen

1

بدون عجله و با آرامش کار کردن؛ کم‌کاری کردن؛ تنبلی کردن؛ وظایف خود را با حداقل تلاش انجام دادن.

  • Seit er befördert wurde, schiebt er nur noch eine ruhige Kugel.از وقتی ترفیع گرفته، فقط کم‌کاری می‌کند.
  • In den Ferien schieben wir alle eine ruhige Kugel und genießen die freie Zeit.در تعطیلات، همه ما تنبلی می‌کنیم و از وقت آزاد لذت می‌بریم.
  • Er ist bekannt dafür, im Büro nur eine ruhige Kugel zu schieben.او به خاطر اینکه در اداره فقط کم‌کار می‌کند، شناخته شده است.