eine weiße Weste haben
بیگناه بودن، وجدان پاک داشتن
Bedeutungen
1
به معنای بیگناه بودن، پاک بودن، یا نداشتن هیچ تقصیر یا گناهی است. معمولاً در موقعیتهایی به کار میرود که کسی متهم شده اما در واقع بیتقصیر است.
- Obwohl er verdächtigt wurde, hat er eine weiße Weste und war nicht beteiligt.اگرچه او مظنون بود، اما بیگناه بود و دخالتی نداشت.
- Sie konnte beweisen, dass sie eine weiße Weste hatte und nichts von dem Diebstahl wusste.او توانست ثابت کند که بیگناه است و از دزدی خبر نداشته است.
- Der Politiker betonte, dass er eine weiße Weste habe und sich nichts zuschulden habe kommen lassen.سیاستمدار تأکید کرد که وجدان پاکی دارد و کار خلافی انجام نداده است.