einen Abflug machen

Aussprache: /ˈaɪ̯nən ˈapˌfluːk ˈmaxn̩/
Worttrennung: einen ·Ab·flug ·ma·chen
اصطلاح

به سرعت رفتن، ناپدید شدن، (به طور ناگهانی) سقوط کردن

Bedeutungen

1

این اصطلاح دو معنی اصلی دارد: ۱. به سرعت رفتن یا ناپدید شدن، اغلب به طور ناگهانی. ۲. سقوط کردن یا از دست دادن کنترل، مانند یک هواپیما یا وسیله نقلیه.

  • Als die Polizei kam, machte der Dieb sofort einen Abflug.وقتی پلیس آمد، دزد بلافاصله ناپدید شد.
  • Der Pilot musste nach dem Start einen Notabflug machen, weil ein Triebwerk ausfiel.خلبان مجبور شد پس از برخاستن، یک پرواز اضطراری انجام دهد زیرا یکی از موتورها از کار افتاد.
  • Ich muss jetzt los, sonst mache ich noch einen Abflug.من باید الان بروم، وگرنه دیرم می‌شود و باید سریع بروم.