einen Ausflug halten
به گردش رفتن، گشت و گذار کردن
Bedeutungen
1
انجام یک سفر کوتاه تفریحی یا گشت و گذار به مکانی نزدیک یا دیدنی.
- Am Wochenende wollen wir einen kleinen Ausflug in die Berge halten.ما میخواهیم آخر هفته یک گردش کوتاه به کوهستان داشته باشیم.
- Die Familie hält oft einen Ausflug zum See, um dort zu entspannen.این خانواده اغلب برای استراحت به کنار دریاچه میروند.
- Wir haben einen Ausflug nach Berlin gehalten, um die Stadt zu besichtigen.ما برای بازدید از شهر، سفری به برلین داشتیم.