einen Besen fressen

Aussprache: /ˈaɪ̯nən ˈbeːzn̩ ˈfrɛsn̩/
Worttrennung: einen ·Be·sen fres·sen
اصطلاح

چیزی را به شدت باور نداشتن

Bedeutungen

1

به شدت چیزی را انکار کردن یا باور نداشتن، به طوری که فرد قسم می‌خورد که حقیقت ندارد.

  • Er behauptet, er sei krank gewesen, aber ich glaube, er frisst einen Besen.او ادعا می‌کند که بیمار بوده است، اما من فکر می‌کنم او این را به شدت انکار می‌کند.
  • Sie sagt, sie hätte nichts davon gewusst, aber das glaubt ihr niemand. Sie frisst einen Besen.او می‌گوید که از چیزی خبر نداشته است، اما هیچ‌کس این را باور نمی‌کند. او این را به شدت انکار می‌کند.
  • Wenn er sagt, er hätte das nicht getan, dann frisst er einen Besen, denn wir haben ihn gesehen.اگر او بگوید که این کار را نکرده است، پس او این را به شدت انکار می‌کند، زیرا ما او را دیدیم.