einen Knall haben
خل و چل بودن، دیوانه بودن، عقل درست و حسابی نداشتن
Bedeutungen
1
این اصطلاح به صورت غیررسمی و گاهی توهینآمیز برای توصیف کسی به کار میرود که رفتاری غیرمنطقی، عجیب یا دیوانهوار دارد.
- Ich glaube, er hat einen Knall, warum sollte er das tun?فکر میکنم او خل شده است، چرا باید این کار را بکند؟
- Manchmal denke ich, meine Nachbarin hat einen richtigen Knall.گاهی فکر میکنم همسایه من واقعاً عقلش را از دست داده است.
- Nur jemand, der einen Knall hat, würde bei diesem Wetter ohne Jacke rausgehen.فقط کسی که خل شده باشد، در این هوا بدون ژاکت بیرون میرود.