einen Schmarren

Aussprache: /ˈaɪ̯nən ˈʃmaʁən/
Worttrennung: einen Schmar·ren
اصطلاح

هیچ‌وپوچ، بی‌اهمیت، بی‌ارزش، مزخرف

Bedeutungen

1

این اصطلاح برای بیان اینکه چیزی کاملاً بی‌ارزش، بی‌معنی، یا بی‌فایده است به کار می‌رود. اغلب در پاسخ به یک پیشنهاد یا ایده نامعقول استفاده می‌شود.

  • Was du da vorschlägst, ist doch ein Schmarren!آنچه تو پیشنهاد می‌کنی، کاملاً بی‌معنی است!
  • Diese ganze Geschichte ist ein Schmarren, lass uns darüber nicht mehr reden.این کل ماجرا مزخرف است، دیگر درباره‌اش صحبت نکنیم.
  • Er glaubt, er kann das ohne Geld schaffen? Das ist doch ein Schmarren!او فکر می‌کند می‌تواند این کار را بدون پول انجام دهد؟ این کاملاً بی‌ارزش است!