einen Stein ins Rollen bringen

Aussprache: /ˈaɪ̯nən ˈʃtaɪ̯n ɪns ˈʁɔlən ˈbʁɪŋən/
Worttrennung: einen ·Stein ins Rol·len· ·brin·gen
اصطلاح

کلید زدن، جرقه‌ای زدن، آغازگر چیزی بودن

Bedeutungen

1

به معنای شروع کردن یا آغاز کردن یک فرآیند، یک اتفاق یا یک جنبش است. این اصطلاح اغلب برای شروع یک تغییر مهم یا یک سری رویدادها به کار می‌رود.

  • Seine Rede hat eine wichtige Debatte ins Rollen gebracht.سخنرانی او بحث مهمی را آغاز کرد.
  • Die neue Initiative soll den Wandel ins Rollen bringen.این ابتکار جدید قرار است تغییر را کلید بزند.
  • Mit dieser Entscheidung hat er eine Lawine ins Rollen gebracht.با این تصمیم، او جرقه‌ای برای یک اتفاق بزرگ زد.