einen Stein ins Rollen bringen
کلید زدن، جرقهای زدن، آغازگر چیزی بودن
Bedeutungen
1
به معنای شروع کردن یا آغاز کردن یک فرآیند، یک اتفاق یا یک جنبش است. این اصطلاح اغلب برای شروع یک تغییر مهم یا یک سری رویدادها به کار میرود.
- Seine Rede hat eine wichtige Debatte ins Rollen gebracht.سخنرانی او بحث مهمی را آغاز کرد.
- Die neue Initiative soll den Wandel ins Rollen bringen.این ابتکار جدید قرار است تغییر را کلید بزند.
- Mit dieser Entscheidung hat er eine Lawine ins Rollen gebracht.با این تصمیم، او جرقهای برای یک اتفاق بزرگ زد.