einen Zahn zulegen
تندتر رفتن، عجله کردن، سرعت را زیاد کردن
Bedeutungen
1
افزایش سرعت در انجام کاری، عجله کردن یا تلاش بیشتر برای رسیدن به هدف در زمان کوتاهتر.
- Wir müssen einen Zahn zulegen, sonst verpassen wir den Zug.ما باید سرعت را زیاد کنیم، وگرنه قطار را از دست میدهیم.
- Der Chef forderte das Team auf, einen Zahn zuzulegen, um die Deadline einzuhalten.رئیس از تیم خواست تا برای رعایت ضربالاجل، تندتر کار کنند.
- Wenn du schneller lernen willst, musst du einen Zahn zulegen.اگر میخواهی سریعتر یاد بگیری، باید بیشتر تلاش کنی.